Join MultiplyOpen a Free ShopSign InHelp
MultiplyLogo
SEARCH

bakhtiari Site


Photo Albumنوروز 1389Apr 18, '10 4:42 PM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd
زمین دیدارگاه

Photo Albumاستان بوشهر شهرستان جمOct 6, '09 1:48 PM
for everyone

VideoJan 24, '09 8:31 PM
for everyone
عاشورا -مرغا
خواننده: غضنفر بابادی



Download this and other original video files with Multiply Premium.

Photo AlbumعاشوراJan 24, '09 8:10 PM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd
مرغا-امام زاده سید صالح

ddd
dThumbnaild
ddd
مرغا- امامزاده سید صالح

Photo Albumعکس Apr 24, '08 1:50 PM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd
دستمال بازی

 

ایذه شهری با تمدن و فراموش شده

 در میان شهرهای بختیاری نشین شهر ایذه از لحاظ تاریخی جایگاه ویژه ای دارد  دکتر اسفندیار آهنجیده در مقاله خود به نام حکومت در سرزمین بختیاری چنین می نویسداسکندر از شوش به طرف پرسپولیس پیشروی کرد . عشایر کوه نشین طبق معمول تقاضای دریافت حق عبور داشتند که با حمله غافلگیرانه اسکندر به مناطق مسکونی این نواحی (ایذه) دریافت عوارض عبور ملغی شد.

به دنبال این حوادث اسکندر به ساخت قلعه ها و استحکامات و استقرار سربازان یونانی در این مرکز اقدام کرد تا بتواند از هجوم احتمالی اوکسیان  ممانعت به عمل آورد . این قلاع نظامی در مناطق صعب العبور کوههای زاگرس در قسمتی که سرزمین مالمیر کنونی تا لردگان را در برداشت ، بنا گردیده بود . به مرور زمان با تزویج سربازان یونانی مستقر در این امکنه با زنان و دختران ایرانی – که به توصیه اسکندر صورت پذیرفت ، این منطقه از امتیازات شهری برخوردار شده و به مسکن دایمی اینان تبدیل گردید .

این ابتکار اسکندر به سبب دلاوریهای عشایر این منطقه با شکست مواجه گردید و این میهمانان ناخوانده نیز چندی بعد جزیی از اقوام کوه نشین شدند  با اتحاد با آنها به هنگامی که تمامی ایران زمین عرصه آشوبها و جنگهای خونین جانشینان اسکندر بر سر تقسم مرده ریگ وی بود ، دولت مستقل به نام آلیمائیس را بینان نهادند و با هدف بازگشت عظمت از دست رفته ایران به مبارزاتی سخت با سلسله شاهان سلوکی برخاستند . دولت آلیمایی در دوران شکوفایی خود با وارد آوردن شکستهای متمادی به آنتیو خوس سوم ، پادشاه سلوکی و قتل وی سرزمینی به وسعت سواحل خلیج فارس تا شمال غربی ایران را متصرف گردید . این دولت نقش بسیار مهمی در تضعیف قدرت سلوکیان و تقویت قوم نوپای ایرانی یعنی اشکانیان ایفا نمود . اما در نهایت با پیروزی مهرداد یکم پادشاه اشکانی بر آخرین بازمانده سلوکی ، بساط تسلط بیگانگان بر ایران برچیده شد . میزان اهمیت نقش کوه نشینان آلیمائیس در کامیابیهای نظامی اشکانیان با تلاش این فاتحان در تعیین منطقه شمی (در 45 کیلومتری مالمیر) به عنوان پایتخت تابستانی این سلسله و نیز بنای بزرگترین معبد مقدس ایرانیان در این محل به خوبی جلوه گر شد . این پرستشگاه در فضایی باز دیوارهایش با ستون تزیین شده بود . این سرزمین در دوره پانصد ساله حکومت این سلسله دارای موقعیتی ممتاز و پرشکوه بود که نمونه آن مجسمه بلند مفرغی یکی از بزرگان پارتی است که شاید از یک فرمانروای دست نشانده پارتی باشد ...

سر وتن این مجسمه را جداگانه ریخته اند ... جامه تقریبا پشمینه ، لباس پارتیها و بلندی 6 پا و 6 اینچ(2متر) مربوط به 50 ق.م.یا 100م. می باشد که در موزه ایران باستان در تهران مضبوط است . همه اینها بیانگر موقعیت ممتاز و پرشکوه این منطقه است . 

 ريشه و منشاء قوم بختياري بر اساس اسناد و مدارك موجود در سرزمين آنزانيان ( ايذه فعلي) كه در پي خواهد آمد همگي حكايت از آن دارندكه خاستگاه و زيستگاه قوم بختياري قبل از آمدن آريايي ها و هم زمان با ايلامي ها در منطقه ي فعلي در روزگار پيشين گسترش وسيع تري داشته است. قوم بختياري در دوره ي ايلامي به نام اوكسيان – اوكسين ها- حيات ماندگار داشته است و در سرفصل هاي تاريخ اقوام بومي ايران پيوسته نام آنان به عنوان يكي از اقوام بومي قبل از آمدن، آريايي ها در ديار آنزان(انشان) در دامنه هاي زاگرس مياني حضور خود را به اثبات رسانده و در دوره ي هخامنشيان پيوسته مطرح بوده است.

 سيدمحمدعلي امام، محقق ايراني، با استناد به نوشتار« استرابون» و به نقل از هرودت تاريخ نويس يونان باستان مي تويسد:«اوكسيان ها (قوم فعلي بختياري) زيستگاه زاگرس مياني را متعق به نژاد اصيل و قديمي ايران زمين دانسته است و منشاء آن را از زمان به خشكي نشستن كشتي حضرت نوح (ع) مي داند. كه اين قوم (اوكسيان ها) رو به مشرق و از سمت كوههاي آرارات (ارمنستان) به سرزمين بختياري فعلي كوچ و در آنجا مستقر گشته اند.»

     «بارون دوبد» به استناد از تاريخ يونان (آينكوروس- گزانفون) مي نويسد كه اين كوه نشينان زاگرس مياني (بختياري فعلي) از نوادگان پاراتاكي paraetaci و آماردي Amrdi و ايشان كساني هستند كه در كتيبه ها و سنگ نگاره هاي تخت جمشيد نيز نامشان مذكور مي باشد.

     «استرابون» با استناد به تاريخ يونان باستان، سرزمين خوزستان، اصفهان و لرستان را به چهار بخش تقسيم نموده است:

1-      خاك سوسيان مركز آن شوش 2- عيلاميان (لرستان فعلي) 3- خاك سوسي ها در شرق لرستان تا سواحل سزار(دز) 4- خاك اوكسيان ها (اوكسين ها) منطقه ي بختياري ها، كهكيلويه- ممسني تا حدود اصفهان بوده است.

خاستگاه قوم بختياري آنزان – انشان

     آنزان و انشان سرزمين قوم اوكسيان ها، (بختياري فعلي) است كه در آغاز هزاره ي دوم مصادف با ورودآريايي ها(آرياها)(هند و اروپايي) دراين منطقه حكومت اشرافي ونظامي داشته اند متون وكتيبه هاي ايلامي موجود در اشكفت سلمان و كوه فزه(ايذه) دليل بر صحت اين ادعا است.

1- ترجمه كتيبه اشكفت سلمان(ايذه)

من: انشوشيناك هستم. پسر ناهونته پادشاه با قدرت آنزان.

شوسونكا معبد خداي كيريرشاه را كه در ليان پايتخت است، من از بن خراب كردم و مجدداً داير ساختم و آن را با فلز نجيب(طلا) پوشانده با سنگ هاي قيمتي مزين نمودم و برحسب ميل خود آن را به عنوان قدسيت به خداي كيرير شاه كه در ليان در پايتخت حكمراني مي كند تقديم كردم. اين عمارت ابدي بماند

2- ترجمه كتيبه كوه فزه(ايذه)

من اماردي پادشاه، پسر خني اين خطوط و نقوش را در اين سرزمين(كوه) تمام كردم من بقعه خداي طايفه(نريسي) و(بتي) و خدايان بزرگ و مكان اين خطوط در كوه و خداي مان و خداي (خو) و صور پادشاهي كه اين مكان را ساخته و به من كمك كرده به اتمام رساندم.

من صورت هاي خداي تُرتُر ره كه محافظ طايفه است جمع آوري نمودم.

آقای عباس حیدری نوروزی(همایون بختیاری) در کتاب خود به عنوان از آریانا تا بختیاری چنین می نویسدیکی از نظرات امروزی در مورد زادگاه کورش کبیر است که بنا به مدارک و دلایل تاریخی از جمله آثار تاریخی و جغرافیایی سید امام شوشتری ،نیره زمان رشیدی، رومن گرشمن ، هرودوت، پایگاه کورش کبیر در دانشگاه صنعتی خراسان اثبات شده است. انزان شهر مهم عیلامی ها بوده است و در شمال شرقی خوزستان کنونی است و با پادشاهی هخامنشیان به انشان تبدیل شده است و تمام کتیبه های کوروش که در بابل وموزه های ایران هستند گفته: که انشان سرزمین من و انزان سرزمین پدرم بوده است پس بنابراین مدرکی وجود ندارد که قدمت ایذه را به عنوان یک سرزمین کهن ایران باستان ندانند و با نامگذاری انشان و تصرف پارسواش سرزمین اجدادی کوروش و غلبه بر استیاک بر پارسه یا شیراز کنونی حمله کرده و تاریخ نویسان نوشته اند که فرزند کمبوجیه از انشان به سمت پارسواش رفت و پس از غلبه بر آن به شیراز حمله برد که تخت جمشید و پاسارگاد را بنا نهاد.

 این شهر دارای چندین اثر تاریخی دیگر می باشد  هدف ما در اینجا معرفی  جاذبه های تاریخی این شهر نیست  بلکه یادآوری این نکته است که هر چند این شهر  از لحاظ تمدن جایگاه ویژ ه ای را دارد اما در شناساندن این میراث فرهنگی کوتاهی شده است .امیدواریم مسئولان دست اندرکار برای رونق گردشگری در این منطقه که می تواند خود به تنهایی باعث رشد اقتصادی این منطقه شود اقدامات بیشتری را انجام دهند.  بی شک معرفی  فرهنگ و تمدن این منطقه  که قدمتی چندین هزار ساله دارد نه تنها خدمتی به مردم این مرز وبوم است بلکه به اعتقاد ما اگر امروز شاهد توهین به فرهنگ این کشور بزرگ اسلامی هستیم  یکی از علل آن بی شک کم  کاری مردم و مسولین  در شناساندن آن به جهانیان است.

 

www.dezpart.com برگرفته از سایت دزپارت

 


Blog EntryJan 17, '08 10:51 AM
for everyone

علیمردان خان بختیاری

علیمردان خان از مادری چون بی بی مریم ، معروف به سردار مریم بختیاری زاده شد. بی بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی  بود . بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای  استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود  به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد .

بقول پروفسور گارثویت: این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد.))

پدر علیمردان خان، علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی وفات یافت و کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند . در سال ۱۳۰۰ با تشکیل حزب (( ستاره بختیاری )) علاقه و گرایش شدیدی به این حزب پیدا کرد ...

علیمردان خان در سال ۱۳۰۷ جمعیتی به نام (( هیئت اجتماعیه بختیاری )) مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران بختیاری تشکیل داد . سپس در تنگ گزی و شوراب اجتماع کردند و راه جنوب به شمال بختیاری را با انفجار ( پل شالو ) بستند و آماده حمله به فریدن شدند  که دولت با شتاب  سردار فاتح و محمدتقی خان امیر جنگ را برای مذاکره نزد آنها فرستاد . در همین زمان طوایف زراسوند، بامدی، احمد خسروی ، دینارانی و  بابادی به نهضتپیوستند و محمدرضا خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند. ولی مذاکرات خوانین بختیاری با علیمردان بی نتیجه ماند . در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه تصرف و یا به آنان پیوستند .

دولت رضا شاه هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب به فرماندهی تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه کرد. در زمانی که هیئت اعزامی برای صلح با علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در حومه قهوه رخ ( قه فرخ )  مشغول مذاکره بودند از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش قرار  گرفت . از جنوب ، لشگر اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی ، از غرب لشگر خرم آباد به فرماندهی سرتیپ تاج بخشاز شمال سرهنگ بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله را کامل کردند.

منطقه سفید دشت که مدت ۲۰ روز یک تیپ ارتش در محاصره بختیاری ها بود، با جنگی خونین به تصرف دولت درآمد و نیروهای بختیاری عقب نشینی کردند. علیمردان خان و یارانش بعد از  یک سال درگیری و جنگ پارتیزانی با وساطت بعضی از خوانین تسلیم و به تهران انتقال یافت ولی با امدنش به تهران توطئه برای مرگ او هم شروع شد . بعد از مدتی به همرام سردار فاتح و سردار اقبال  و چند نفر دیگر دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید و حماسه دوم حماسه ساز بختیاری آغاز گشت .  حماسه اول او نبرد بر علیه دیکتاتوری و استعمار بود و حماسه دوم که عظیم تر از حماسه اول اوست  مقاومت دلیرانه و بی باکانه او و مرگ شجاعانه و مظلومانه اش می باشد. مرگی که عین زندگی بود آن هم یک زندگی حماسی و قهرمانانه . علیمردان خان با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال سیاسی و زندانی گردید و در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه  ۱۳۱۳ این راد مرد بختیاری را جلوی جوخه اعدام بردند.

نویسنده نامدار ، بزرگ علوی اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.

هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد : در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد زنده باد  ایران و آزادی که با صفیر چند گلوله خاموش شد.

لحظاتی بعد جسد بی جان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، ودر میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود دَمَر به پای چوبه دار بر زمین در غلطید. که چه خوش تصویر می کند شاعر ، ذهن شیر علیمردان را در آخرین لحظات جان دادن::

 دُدَر گل سی کُشتنُم پلان بریدن          گَویلُم زداغ مو کمر بُریدن

بــالـونـا بـالا هـوا بـالا تـنـیـده                دِدُیَل محمدعلی پلا بریده 

علیمردان خان با مرگ خود مردی، دلیر، آزادگی، وطن دوستی و نفرت از دیکتاتوری و استبداد را شهادت داد و به قول روانشاد استاد مهراب امیری ، به موازات هر قطره خونی که از پیکر سردار رشید بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان مشتاقان و علاقه مندان او بر روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه شیرعلیمردان را ساختند. هنوز چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده ( زردکوه ) اوازش را چنین می خوانند:

مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم          گَر زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم

معنی: من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم  را نمی دانم .

شُمشیر علیمردون طلای بی غش            زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش

معنی: شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش .

بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ          شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ

معنی: ای عروس خانوم تو گریله (؟) بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ.

کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم                  رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم

معنی: تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جسدم برسانند.

دشمنون زِ بعد مو چاره ندارِن                    گَویَلَ نیله سووار وِ هفت و چارِن

معنی: دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار ( اسب سوار ) ما چهارلنگ و هفت لنگ هستند. ( سپاه ما شامل هر دو شاخه بختیاری هم چهارلنگ و هم هفت لنگ هستند).

 چی کَلا پرپر کُنُم رُوم وِ تهرون                    اسمِ شاه نَه کور کُنُم، شاه علیمردون

معنی: همانند کلاغ پرپر می زنم و می روم تا تهران ( پایتخت ) اسم شاه را کور می کنم ( از بین می برم ) و اسم شاه علیمردان را می نویسم.

بر گرفته از کتاب: موسیقی وترانه های بختیاری

مولف: کاظم پوره

انتشارات آنزان

 


Photo Albumدی ماه 86Jan 16, '08 2:17 PM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd
دی ماه 86

VideoJul 7, '07 1:04 AM
for everyone
دیار غریو - آلبوم کوگ منار



Download this and other original video files with Multiply Premium.

VideoJul 7, '07 12:58 AM
for everyone
چهار میخ دل



Download this and other original video files with Multiply Premium.

VideoJul 5, '07 1:29 AM
for everyone
دیدار محمودی(دی بلال



Download this and other original video files with Multiply Premium.

LinkJun 13, '07 1:11 AM
for everyone
Link: http://www.margha.blogfa.com

نویسنده : بهادر

Photo AlbumASSALUYEH PHOTOS 1Jun 13, '07 12:39 AM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd

Photo AlbumASSALUYEH PHOTOSJun 13, '07 12:11 AM
for everyone
ddd
dThumbnaild
ddd

   
goboy wrote on Oct 13, '10

Iran Church of Jesus Christ

Jesus is the Son of God



Your Home



espartakoos wrote on Jun 13, '07
از عكسها خوشت اومد يا نه.